فرهنگ لغات و اصطلاحات فارکس و باینری آپشن

گردآوری این جدول کار من نیست ، از طرفی هم نمی دونم چه کسی زحمت نوشتنش رو کشیده ، ازشون تشکر می کنم و امیدوارم که رضایت داشته باشند.

فرهنگ لغات و اصطلاحات فارکس و باینری آپشن

توضيحات فارسی لاتين
روند زمانی تشکيل می شود که تغييرات نرخ به صورت مداوم در يک مسير به وقوع می پيوندد. در صورتيکه آن مسير صعودی باشد اين روند را صعودی گويند. ودرصورتی که آن مسير نزولی باشد اين روند را نزولی گويند. در روند صعودی دارای کفها و سقفهای بالاتر و در روند نزولی کفها و سقفهای پايين تر داريم. Trend روند
خط روند از اتصال حداقل دو دره کف يا دو قله سقف به يکديگر ساخته ميشود. در روند صعودی از اتصال دره ها و در روند نزولی از اتصال قله ها. (هر چه تعداد نقاط اتصال بيشتر باشد خط روند معتبر تر است) Trend line خط روند
به روندی نزولی گفته ميشود که در آن کف ها و سقف های پايين تر از قبل تشکيل ميشود. روند نزولی Down trend
به روندی صعودی گفته ميشود که در آن کف ها و سقف های بالاتر ساخته ميشوند. روند صعودی Up trend
اين معامله گران از نمودارهای هفتگی برای دريافت دورنمای حرکت بازار و از نمودارهای روزانه برای قرار دادن نقاط ورود به معامله استفاده می کنند و معاملات آنهاچندين هفته و ماه ممکن است باز باشد. معامله گران بلند
مدتی
Long‑term
اين معامله گران از تايم فريمهای ساعتی استفاده می کنند و معاملات خود را برای چند ساعت يا يک هفته باز نگه می دارند. معامله گران
کوتاه مدتی
Short‑term
اين معامله گران برای تحليل بازار از تايم فريمهای يک تا پنج دقيقه استفاده می کنند ٬معاملات خود را در طول روز انجام داده و با بسته شدن بازار از آنها خارج می شوند . معامله گران
خيلی کوتاه مدت
Intraday
به معنای ورود و بازکردن معامله خريد است (شخص در اين معامله از افزايش قيمت ها نفع ميبرد) خريد Long
به معنای ورود و بازکردن معامله فروش است (شخص در اين معامله از کاهش قيمت ها نفع ميبرد) Short فروش
به معنای آفست شدن و تسويه حساب از معامله فروش قبلی است (يعنی شخصی از قبل پوزيشن short باز کرده و اکنون قصد بستن و کلوز اين پوزيشن را دارد) خريد Buy
به معنای آفست شدن و تسويه حساب از معامله ی خريد قبلی است (يعنی شخصی از قبل پوزيشن Longباز کرده و اکنون قصد بستن و کلوز اين پوزيشن را دارد) فروش Sell
به آرايشی از قيمت گفته ميشود که شما بعد از رويت آن تصميم می گيرد وارد معامله ی خريد يا فروش شويد. مثلا شکست خط روند ٬شکست يک محدوده مقاومتی يا حمايتی ٬فتح يا شکست قله يا دره قبلی و .… ماشه (تريگر) Trigger
به محدوه ای از قيمت که به هر دليلی مانع ريزش و ادامه سقوط قيمت می شود و در اصل آنرا حمايت می کند ساپورت گفته ميشود. Support حمايت
به محدوه ای از قيمت که به هر دليلی مانع افزايش و رشد قيمت می شود و در اصل سد حرکت قيمت ميشود گفته ميشود. Resistance مقاومت
معامله کردن ٬تجارت کردن٬دادوستد کردن يک محصول تجاری (کالا٬سهام و ارز) معامله Trade
تريدر به شخصی گفته مشود که اقدام به خريد و فروش در بازارهای مالی می کند. معامله گر Trader
پولبک يا بوسه خداحافظی به برگشت قيمت به سطح مهم قبلی به منظور قدرت گرفتن برای ادامه حرکت گفته ميشود (مثلا اگر خط روندی شکسته شود و قيمت بعد از کمی دور شدن از خط روند در حرکت اصلاحی خود به خط روندش سری بزند و برگردد به آن پولبک گفته ميشود) برگشت به عقب Pullback
اسکالپ به روشی از معاملات گفته ميشود که تريدر با تحليل در نمودارهای با تايم فريم خيلی کوچک (۱ دقيقه) در فرصت مناسب با حجم زياد وارد بازار شده و با سود کم بسرعت خارج ميشود. نوک زنی Scalp
در يک جمله می توان گفت کارگزار واسط بين سرمايه گذاران و بازراهای مالی (مثلا بورسهستند و کار خريد و فروش سهام و اوراق بهادار به نمايندگی از طرف مشتريان توسط کارگزاران انجام می شود کارگزار Broker
اصطلاحا به بازاری گفته ميشود که نزولی و کاهشی است (خرس نماد بازار نزولی است) Bear Market بازار خرسی
نزولی (خرسی) Bearish
اصطلاخا به بازار صعودی گفته ميشود (گاور نر نماد بازار صعودی است) Bull Market بازار گاوی
صعودی (گاوی) Bullish
اصطلاح تحليل فنی که برای توصيف تغييرات قيمت بکار ميرود هنگامی که قيمت از حمايت يا مقاومتی فرار می کند. شکست به بيرون Break Out
در ادبيات اقتصادی به معنی سربسر شدن هزينه و درآمد هست . يعنی سود و زيان صفر. در اصطلاح بازار سرمايه وقتی نقطه استاپ به نقطه ورود منتقل ميشود. در نتيجه اگر پوزيشن استاپ هم بخورد شما بدون ضرر از پوزيشن خارج ميشويد (انتقال استاپ به نقطه ورود) break even سربسر شدن
در اصطلاح بازار سرمايه همان مفهوم break
even
را دارد.
بدون ريسک Risk free
محصور کردن نوسان قيمت در اين چهارچوب و کانال Channel کانال
نمودار که در بازارهای مالی برای ثبت نوسان قيمت بکار می رود نمودار Chart
کارمزد و مبلغی که يک کارگزار به عنوان حق الزحمه می گيرد تا به نيابت از مشتری معامله ای را انجام دهد کميسيون Commission
به ميزان همگام بودن و هم حرکت بودن دو جفت ارز گفته ميشود که بصورت درصد بيان ميشود ‑%۱۰۰ تا %۱۰۰ Correlation همبستگی
واحد پول هر کشور ارز Currency
کاهش موجودی حساب در نتيجه يک يا چند معامله پی درپی ناموفق Draw Down
دستور خريد يا فروش داده شده به کارگزار که يا بايد فوراً به طور کامل اجرا شود يا اگر چنين امکانی فراهم نيست به طور کامل لغو گردد. Fill or Kill
اصطلاحا به زمانی اطلاق می شود که نوسان های بازار جهت خاصی نداشته و فراز و فرود واضحی در بازار مشاهده نمی شود. و نيز به وضعيت معامله گری گفته می شود که وضعيت معاملاتی نداشته باشد Flat
همان معنای flat است. رنج range
Sideways رنج
پرش های شديد و ناگهانی قيمت Hike
داشتن يک يا چند موقعيت معاملاتی در بازار آتی يا اختياری برخلاف موقعيت معامله در بازار نقدی است و هدف اين نوع معاملات کاهش يا محدود کردن ريسک هايی است که ناشی از تغييرات قيمت به وجود می آيد Hedging هج
ضريب اهرمی تخصيص يافته به معامله گران توسط کارگزار که به معامله گر اين قدرت را ميدهد که چندين برابر سرمايه خود معامله کند Leverage اهرم
Loss ضرر
stop loss حد ضرر
واحد معاملات در بازار ارز هريک LOTبرابر ۱۰۰ هزار واحد می باشد ٬مقدار اين واحد برای سهام و نفت متفاوت است
Lot لات
سرمايه ای که بعنوان ضمانت (وجه الضمان) نزد کارگزار نگاه داشته می شود سرمايه احتياطی Margin
دستور مشتری برای خريد يا فروش دستور Order
به بازاری اطلاق می شود که در آن سرعت افزايش بهای ارزيا سهام بيش از ميزان معمول است وامکان تغيير حالت وجود دارد (خريداران به نهايت قدرت رسيده اند) Overbought اشباع خريد
به بازاری اطلاق می شود که در آن کاهش بهای ارز يا سهام با سرعتی بيش از ميزان معمول صورت گرفته وامکان تغيير حالت وجود دارد (فروشندگان به نهايت قدرت رسيده اند) اشباع فروش Oversold
در بازار های بين المللی امروزی که از اينترنت و وسائل مخابراتی مدرن بهره می جويد سکوی معامله يک مکان فيزيکی نِست که در آن خريداران و فروشندگان برای انجام معامله با يکديگر گرد هم آيند بلکه مکانی مجازی در شبکه اينترنت است که کليه اطلاعات و امکانات لازم برای خريد و فروش را در اختيار معامله گران قرار می دهد سکوی معاملات Platform
معامله ٬به مجموع معاملات خريد و فروش که هنوز بسته و آفست نشده اند گفته ميشود. Position موقعيت
از اصطلاحات بورس است و به مدت زمان کار بازار گفته می شود يعنی از زمانی که بازار باز می شود تا زمانی که تعطيل می گردد Session جلسه
آخرين قيمت معامله شده يک محصول تجاری در طول روز گذشته Settlement
Price
تفاوت بين نرخ خريد ونرخ فروش يک ارز تفاوت بين نرخ های پيشنهاد فروش وقيمت خريد Spread
موج٬چرخش٬تاب بازی Swing
به معامله گرانی گفته ميشود که معاملات آنها از يک روز تا چند روز باز می ماند يا به بيان ديگر به معامله گران کوتاه مدت اطلاق ميشود. Swing
trader
هدف ٬هدف قيمتی (حد سود) هدف Target
ابزاری تکنيکال می باشد که برای ادامه روند سود دهی در بازار از آن استفاده می شود. سطحی متغييرکه در روند صعودی بازار قيمت را بالاتر می برد و در روند نزولی آن را پايين تر می آورد.در پوزيشن خريد با صعود بازار دستور (stop loss) توسط نرم افزار بالاتر برده می شود و در پوزيشن فروش با نزول بازار اين دستور توسط نرم افزار پايين ترآورده می شود دنبال کردن حد
ضرر
Trailing
Stop
به مجموع چهار دستورات شرطی که در زير می بينيد گفته ميشود دستور شرطی pending
order
دستور شرطی Limit
Orders
يعنی معامله گر آغاز روند صعودی را بالاتر از قيمت فعلی بازار می بيند و صبر می کند سطح مورد نظر او شکسته شود و بعد وارد معامله خريد ميشود (دستور خريدی بالقوه که با افزايش قيمت و رسيدن به قيمت مورد نظر اجرا می شود) بخر به
شرط
)گذاشتن
سفارش خريد
بالاتر از قيمت
جاری
(
buy stop
يعنی معامله گر آغاز روند صعودی را پايين تر از از قيمت فعلی بازار می بيند و اعتقاد داره بازار يه پايين ميزنه بعد ميره بالا (دستور خريدی بالقوه که با کاهش قيمت و رسيدن به قيمت مورد نظر اجرا می شود) بخر به شرطگذاشتن سفارش خريد پايين تر از قيمت
جاری
)
buy limit
يعنی معامله گر آغاز روند نزولی را پايين تر از از قيمت فعلی بازار می بيند و صبر می کند سطح مور نظر او به پايين بشکند و بعد وارد معامله فروش ميشود (دستور فروشی بالقوه که با کاهش قيمت و رسيدن به قيمت مورد نظر اجرا می شود) بفروش به شرط (گذاشتن سفارش فروش
پايين تر از قيمت جاری)
sell stop
يعنی معامله گر آغاز روند نزولی را بالاتراز از قيمت فعلی بازار می بيند و اعتقاد دارد بازار يه بالا ميزنه بعد ميريزه (دستور فروشی بالقوه که با افزايش قيمت و رسيدن به قيمت مورد نظر اجرا می شود) بفروش به شرط (گذاشتن سفارش فروش بالاتر از قيمت جاری) sell limit
همپوشانی Overlap
به حرکت قيمت در جهت خلاف روند فعلی به منظور استراحت و کسب قدرت برای ادامه حرکت خود.مثلا اگر روند صعودی هست يه کاهش قيمت به منظور نفس گيری و بعد مجدد ادامه روند صعودی. Correction اصلاحی
به موجهای قوی نزولی يا صعودی اطلاق ميشود. انگيزشیجنبشی impulse
قرارداد,برای معامله در بورس بايد مقدار حداقل و استانداردی از تعداد واحدهای مورد معامله مورد مبادله قرار گيرد که به اين مقدار استاندارد يک لات گفته می شودمثلا يک لات دلار برابر ۱۰۰٫۰۰۰ دلار است لات lot
عبارتی که در بازار ارز برای انجام کوچکترين حرکت در نرخ های معاملاتی بکار می رود.  پيپ pip
لطفا هنگام برداشت از مطالب با ذکر منبع به رشد و شکوفایی این سایت کمک کنید. استفاده از حاصل زحمات و دسترنج دیگران بدون اجازه و بدون ذکر منبع ، شرعی و قانونی درست نیست.

یا حق

حامد

Leave a Reply