قدم هفتم ؛ خاطرات انباشته شده در ناخداگاه

منظور از مسئولیت پذیری در هواپونوپونو این نیست که شما مسبب اتفاقات هستید. شما مسبب خاطره ای که در ذهن شما جاگیر شده نیستید. اما به هر صورت آن خاطره در ذهن شماست و باعث این اتفاقاتی که الان افتاده ، شده است. پس شما نباید خودتون را سرزنش کنید. فقط بپذیرید این خاطره در درون شماست. این نباید احساس بدی به شما دست بدهد. در حقیقت تقصیر کسی نیست تقصیر آن دیتاست (خاطره یا آن برنامه ی بد که در ذهن شماست را میگویم دیتا).

دیتا مثل یک ویروس میماند که نصب شده روی کامپیوتر ذهن شما. مثلا من از پول خوشم نمیاد، پولداری چیز بدیه، از آدمهای پولدار هم خوشم نمیاد. خب همه اینها پالس های منفی هست که برای پول میفرستید. تمام اینها ناشی از ویروس هاییست که در ضمیر ناخودآگاه شما نصب شده است و با شما می مانند تا زمانی که انرژیشون رو آزاد کنید با گفتن ذکرهای هواپونوپونو.

یک مبحث دیگری که شما باید در هواوپونوپونو رعایت کنید اینه که هر اتفاقی که برای شما میافتد ازش درس بگیرید و ازش درس بخواید و بگید این درسش برای من چیه؟ پیغامش چیه؟ این اتفاق چه پیغامی برای من دارد؟ همین باعث میشود که انرژی این اتفاق آزاد بشود.

پس چون خیلی مهمه ، یک بار دیگه میگم: وقتی اتفاقی برای شما میافتد باید به فکر آزادسازی انرژی آن اتفاق باشید و راهش این است که در حین پاکسازی و گفتن اذکار ، از خودتان بپرسید که ، چه نتیجه ای باید از این اتفاق بگیرم؟

خب این هم از قدم هفتم ، اگر مشتاق به خواندن هستید ، قدم های قبل و بعد را از اینجا پیدا کنید:

قدم ششم ؛ نظریه باکستر یا شعور سلول اولیه

درباره‌ی حامد

حامد
من حامد هستم، متولد ده ی 60 هجری. از 23 سالگی با فارکس آشنا شدم و حدود 4 سال هم میشه که با باینری آپشن سرو کله میزنم. امام صادق (ع): "هرچیزى زكاتى دارد و زكات دانش، آموختن آن است به اهلش". آموزش می تونه رایگان باشه یا در ازای مبلغی، به شرطی که با تبلیغات سوء و دروغ پردازی همراه نباشه!