بهترین درمان

یک داستان دیگه از تجربه های هواپونوپونو خدمت شما تقدیم می کنم. امیدوارم مفید باشد.

بعد از اولین جلسه آشنایی من با هواپونوپونو شروع به پاکسازی کردم : لطفا مرا ببخش ، دوست دارم و سپاس گزارم … روز به روز. برای مدتی احساس افسردگی را تجربه کردم ولی به کار خودم ادامه دادم. چون می دانستم این قسمتی از فرایند هواپونوپونو هستش.

مهمترین پشتیبان من در این راه ، حرف یک درمانگر بود که گفت: “بهترین درمان برای شما عشق است”. یک نفر ازش پرسید: “ولی اگر این درمان جواب نداد؟” . درمانگر گفت: “خب دُزش را زیاد کن!”

منم ، این حرف را مد نظرم قرار دادم و مقدار انرژی عشقم را به افرادی که مرا می رنجاندند افزایش دادم. احساس قدردانیم را در تمام شرایط کاریم که مرا اذیت می کرد زیاد کردم. سعی کردم هر چیز و هر کس را ببخشم.

کم کم شرع به دیدن تغییرات کردم. وقتی یک وضعیت ناراحت کنند در ارتباطاتم با دیگران اتفاق می افتاد، از خودم می پرسیدم: “از چی چیز این شخص می توانم سپاسگزار باشم؟” واقعا متوجه شدم که هیچ کس به غیر از من وجود ندارد. هر کسی انعکاس جریانات درون من است ، جریاناتی که نمی پذیرفتم. وقت آن رسیده بود تا برای آنچه که در من است، تقاضای بخشش کند و با نیروی عشق رهایشان کنم و نتیجه آن شد که روابطم با مردم بهبود پیدا کرد.

متوجه شدم که این من بودم که جبهه می گرفتم و پرخاشگرانه رفتار می کردم، نه مردم اطرافم.

حالا به سر کار میرم بدون احساس ناامیدی و تنشی. بهتر از آن ، از طرف اطرافیانم بازخورد بهتری میگیرم (جملاتی مثل تشکر بابت کارم و همینطور تقاضای ادامه همکاری در مکاتباتم با ارباب رجوع ، همکاران و …)

چنین نتیجه ای به من قدرت و اعتماد به نفس میدهد و همینطور تشویقم می کند که بیشتر سپاسگذار باشم. در شغلم مسئولیت بیشتری به من داده شده ولی این مرا نمی ترساند یا ناراحتم کند. می دانم همه چیز به بهترین شکل پیش میرود. من هم روز به روز آرامتر می شوم.

حالا که بر می گردم و نگاه می کنم که تمام تنش های زندگی ام به خاطر خاطراتی درونی من بوده است. که به من نشان میداده که بر روی چه چیزی باید کار کنم. فقط کافی بود که عاشق آنها شوم تا همه چیز معجزه وار حل شود.

تنها چیزی که مطمئنم در حین پاکسازی اگر به نظر می رسد چیزی تغییر نمی کند، فقط باید ادامه دهید و دُز عشق و سپاسگذاریتان را اضافه کنید.

درباره‌ی حامد

حامد
من حامد هستم، متولد ده ی 60 هجری. از 23 سالگی با فارکس آشنا شدم و حدود 4 سال هم میشه که با باینری آپشن سرو کله میزنم. امام صادق (ع): "هرچیزى زكاتى دارد و زكات دانش، آموختن آن است به اهلش". آموزش می تونه رایگان باشه یا در ازای مبلغی، به شرطی که با تبلیغات سوء و دروغ پردازی همراه نباشه!

2 نظر

  1. Avatar

    سلام حامد جان
    من تا حالا خیلی کتاب در حوزه روانشناسی خودندم
    بیشترین تاثیر رو از کتاب نیمه تاریک وجود دبی فورد و محدودیت صفر گرفتم ،در حد معجزه ست گاهی
    اما ایراد من اینکه بعد از مدتی کلا میگذارمش کنار ذهن شلوغی دارم ،گاهی تمرینتنفس میکنم اما بعذ از مدتی بازهم یادم میره و اصطلاحا همش دچار روز مرگی میشم 36 سالمه و اوضاعم نسبت به 10 سال بی نهایت فرق کرده اما میدونم جایگاهم این نیست درواقع اعتماد به نفسم کمی پایینه.
    در واقع سوالم اینه چیکار کنم که این روش در من نهادینه بشه
    ممنونم ازت

    • حامد

      سلام
      خب این مشکل خیلی از ما هست ، تنها راهش هم اینه که خودتون رو ملزم کنید ، هر روز برای نیم ساعت ، یک ساعت کمتر بیشتر ، به این کار بپردازید. بعد یک ماه دیگه این کار میشه عادت.
      اگر بخواید از خودتون توقع داشته باشید که هر دقیقه و هر لحظه به فکرش باشید و انجام بدید ، نمیشه و کلا رهاش میکنید.
      یه یادداشت روی میز کارتون جهت یادآوری بزارید ، یه مچ بند ببندید یا ساعتتون رو روی دست چپتون ببندید یا هر چیز که یادآوری بشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *